«تونل وحشت استارت آپ ها»
خانه اول: سطحی‌زدگی

افتتاحیه دوره کشف شتابدهنده استارتاپ آپ کارآفرین
گزارش افتتاحیه ی چهارمین دوره کشف شتابدهنده فردوسی
۱۴ بهمن, ۱۳۹۶
کارگاه آموزشی بوم نام، اختصاصی استارت آپ های راه یافته به چهارمین دوره ی کشف شتابدهنده فردوسی
کارگاه بوم ناب، اختصاصی استارت آپ های راه یافته به چهارمین کشف، برگزار شد
۱۷ بهمن, ۱۳۹۶

با توجه به رشد روز افزون کسب و کارهای نوپا و اقبال جامعه به راه اندازی کسب و کار نوآورانه، خصوصا استارت آپ ها، بررسی روند رشد و موفقیت این مجموعه ها مهم و ضروری به نظر می آید.
ما در کشوری با غنای بالای دانش انسانی زندگی می‌کنیم، به این معنی که سابقه تاریخی و رویکردهای اجتماعی در این کشور با رویکرد ارزش گذاری به علم و فعالیت‌های حکیمانه بنا شده است. در مقابل، به دلیل ویژگی‌های رفتاری و پارادایم های اجتماعی معضلاتی چون کم کاری، کار فردی، نگاه منفعتی فردی و شتابزدگی در دستیابی به موفقیت در غالب فعالیت‌های ما مشاهده می شود.
این رفتار در استارت‌آپ ها و کسب وکارهای جدید (فناورانه و عمومی) نیز به وضوح دیده می‌شود. رشد بی‌نظیر فعالان عرصه کسب وکارهای جدید، خصوصا حضور جوانان، نوجوانان و حتی دانش‌آموزان به این عرصه، نویدبخش آینده ای روشن است. به شخصه شاهد این تغییرات در مدرسه دانش آموزی کسب وکار فردوسی هستم. با این همه، علیرغم بررسی بیش از ۳۰۰ ایده جدید، علاوه بر قریب به ۲۰۰ ایده در گذشته، بررسی وحضور در ارزیابی و توسعه بیش از ۷۰ کسب وکار نوپا و بعضاً دانش بنیان، بایستی اعتراف کرد که هنوز با کمبود مجموعه ی خوب و قابل اعتماد مواجه ایم.
طی بررسی تعدادی از شتابدهنده‌ها و مراکز رشد در کشورهای در حال توسعه، از جمله سنگاپور، چندین کشور توسعه یافته ی اروپایی و کانادا، و مذاکره با تعدادی از آنها به این نتیجه رسیده ام که این معضل نه فقط در ایران که در سایر کشورهای دنیا نیز مشاهده می‌شود.
آنچه در ایران خطر بزرگتری به شمار می رود، رشد سریع و قارچ گونه ی کسب وکارهای نوپا بدون توجه به اندازه‌های بازار و حضور در بازارهای جهانی است. این معضل آنجا به خوبی دیده می‌شود که تعداد این مجموعه ها روز به روز زیادتر شده و به دلیل سطحی بودن بسیاری از آنها، سرخوردگی نسل جوان در حوزه ی کسب وکار را در آینده‌ای نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.
با نگاهی به گذشته ی نه چندان دور، می توان این تغییر را با بحث ورود پارک های علم ‌و فناوری و مراکز رشد در سال ۷۸، تب ایجاد آنها تا سال ۹۰ و به تبع آن، حضور در واحدهای فناور مقایسه نمود. در آن سال‌ها، همه بحث از تغییر نگاه قدیمی به نگاه فناورانه می کردند. طولی نکشید که مقوله ی جدیدی به نام دانش بنیان به این جریان اضافه شد. با اینکه زمان زیادی از عمر اقتصاد دانش بنیان در کشور نمی گذرد، که نتایج اصلی آن به لطف خدا تا ۵ سال دیگر به منصه ی ظهور خواهد رسید، چندی بعد مقوله ی استارت آپ‌ها و کسب وکارهای خلاق به سرعت در کشور رشد کرد. با بررسی اجمالی روندهای گذشته می توان ابراز داشت که علیرغم وجود موفقیت در عرصه‌های فناوری در مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری، هنوز شاهد نتیجه ی مناسبی، که باعث بالندگی و تغییر در نظام کسب و کار شود، نبوده ایم. تغییر از مرکز رشد به شتابدهنده و واحد فناور به استارت آپ در فضای تبلیغی و هیجانی جامعه و استفاده از این عناوین خود بیانگر تلاش برای تغییر سرعت رشد در حوزه کسب و کار است، جایی که افتادن در دامِ بازی با کلمات، خطر بزرگی به شمار می رود.
آنچه که امروز با آن مواجه هستیم، حضور علاقه مندان پرتعداد، فعالان مدعی و مجموعه‌های متعدد حمایتی، آموزشی و تبلیغی است. در این میان، بایستی اعتراف کرد که تعداد خروجی‌های قابل اعتماد از این سیستم که بتوانند اشتغال و تولید ثروت پنج سال آینده ی کشور را پایه ریزی کنند، انگشت شمار می باشند.
بررسی‌های چند ماه اخیر ما نشان داد که عدم وجود تمرکز، مطالعه ی نامناسب بازار و کپی کاری کورکورانه مهمترین معضلِ استارت آپ های کشور ماست. سطحی نگری کسب و کار باعث ایجاد توهم موفقیت، سهل‌نگری و عدم توجه به خطرات و مشکلات آن می‌شود و به ایجاد توهم توانایی و به سندرم فرزندخواندگی صاحبان استارت آپ می انجامد. همین عامل به عدم مشاوره پذیری، کم بودن توان تحمل نظر دیگران و در نهایت سرخوردگی از اولین شکست در صاحبان کسب وکار منجرخواهد شد.
اتفاقا برخی از تعارضات تیمی نیز ریشه در همین سطحی نگری دارد، که به عدم تمرکز بر روی جنبه های گوناگون کسب و کار منتهی می شود. کاهش میانگین سن بنیان گذاران کسب وکار و تسلط قابل قبول ایشان بر ابزارهای فنی از یک سو، و عدم بهره مندی از تجربه ی کافی، به توهمی از قدرت می انجامد.
می توان این گونه نتیجه گرفت که اولین عامل سقوط کسب وکارهای نوپا، سطحی نگری و عدم اِشراف بر جنبه های گوناگون کسب وکار است. هر چند توجه بر برند شدن کسب وکار یا صاحبان آن مهم است، اما جامع بودن مطالعات اولیه پیرامون جنبه های گوناگون کسب و کار بسیار مهمتر می نماید. رهایی از این معضل با مطالعات جامع بر مطالعات اصولی کسب و کار همچون ارزیابی مشتری، درک مقیاس بازار، شناسایی نیاز واقعی مشتری، تمرکز بر گونه ی خاصی از مشتری و تحلیل مداوم از بازخوردهای کسب و کار است. برای مطالعه بیشتر در همین زمینه، کتاب Deep Work نوشته کال نیوپورت را به خوانندگان عزیز پیشنهاد می کنم.

مصطفی مکارم
مصطفی مکارم
رئیس هیئت مدیره شتابدهنده کسب و کار فردوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *