جنسیت در محیط کسب و کار ICT

کارخانه نوآوری چیست
درباره کارخانه نوآوری چه می‌دانید؟
11 اسفند, 1397
آشنایی با حوزه‌های فعالیت و دستاوردهای شتابدهنده فردوسی
ایده های فناورانه؛ از شکل گیری تا ثمردهی
11 اسفند, 1397

جنسیت در محیط کسب و کار ICT

جنسیت در محیط کسب و کار ICT

«من یک دکتر زن نیستم، بلکه دکتری هستم که تصادفاً زن از آب در آمده ام»

این جمله معروف معلم بزرگ ایتالیایی «ماریا مونته سوری» است که از اولین زنانی است که مدرک دکترای پزشکی را در دهه 1890 گرفت، زمانی که هیچ دکتر زنی در اروپا وجود نداشت.

در قرن بیست و یکم، برابری جنسیتی و توامندسازی جنسیتی بیشتر از همیشه اهمیت یافته است و با گسترش فراگیر فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) ضرورت پیدا کرده است تا به این موضوع بیشتر پرداخته شود.

محیط بین‌المللی

جنسیت در کار در محیط بین الملل

آمارهای بین‌المللی گواه بر کاهش مشارکت دختران و زنان در حوزه فناوری است. چنانچه گزارش فورچون 500، پسرفت زنان در موقعیتهای رهبری در عرصه فناوری شرکتهای بزرگ جهان در سال 2016 را تأیید می کند. تنها 21 زن مدیرعامل در فورچون 500 هستند و در 29 شرکت جدید که در 2016 اعلام شده است، تنها یک زن در CEO فعال مدیریتی است. این آمار اگرچه در سطح بین‌المللی مشاهده می شود اما نباید به آن کم توجه بود، چون سرایت این چالش بین‌المللی به محیط داخلی ایران امری طبیعی است.

«منطق کارهای دانش‌پایه فقط به محیط ملی مربوط نمی شود. نیروهای انسانی دانش‌پایه صرفنظر از جنس آنان حرفه ای هایی هستند که دانش یکسان را بکار می گیرند، کار یکسانی را انجام می دهند، بر پایه معیارهای یکسانی اداره می شوند و بر مبنای نتایج یکسانی مورد ارزیابی و داوری قرار می گیرند.» (1)

این عبارت متعلق به پیتردراکر معلم بزرگ مدیریت است که بخوبی می توانست پیش بینی چنین وضعیتی را در کتابهایش داشته باشد.

فناوری اطلاعات که تنها یکی از مشخصه های جدید جامعه است هم اکنون در حال ایجاد تحول بسیار عظیمی است، یعنی گسترش آنی دانش و دسترسی همگان به آن می باشد. این اقتصاد دانش‌مدار جدید عمدتاً بر شانه های دانشگران قرار دارد که تنها مردان نخواهند بود. بلکه زنان نیز بار سنگینی بدوش خواهند کشید. قبلاً اگر نیروی انسانی وقت خود را صرف کار دستی می کرد، اکنون کار مغزی اهمیت زیادی پیدا کرده است. یعنی تفاوتهای جنسیتی که در اقتصاد قبل اهمیت زیادی داشت، اکنون اهمیت کمتری یافته و بار ارزشی کمتری دارد.

تخمین های علمی نشان داده اند که با مشارکت حداقل 30% از زنان در پست های مدیریتی، بهره‌وری 15% افزایش می یابد؛ همچنانکه در تحقیق شرکت اینتل تخمین زده شده است که اضافه شدن 600 میلیون زن و دختر آنلاین می تواند 18-13 میلیارد دلار تولید ناخالص بین‌المللی را افزایش دهد. (2)

پس چه از جنبه تولید و چه از جنبه مصرف، حضور زنان و دختران تاثیر شگرفی بر بهره‌وری جهانی خواهد گذاشت و اگر از نگاه اقتصاد کلان به موضوع نگریسته شود، اینکه تنها 6% از توسعه دهندگان اپلیکشن زن هستند و کمتر از 6% از توسعه دهندگان نرم افزار، زن می باشند می تواند تصویر ناامیدکننده‌ای ارائه دهد. (3)

محیط داخلی

نقشه ایران

تعداد جمعیت دارای تحصیلات عالی (در حال تحصیل  و فارغ التحصیل) در سال 1390 معادل 675/498/10 نفر بوده است که سهم مردان و زنان به ترتیب 1/52 و 9/47 درصد از جمعیت دارای تحصیلات عالی را تشکیل می دهد. این شاخص در سال 1355 به ترتیب برای مردان و زنان 7/71 و 3/28 درصد بوده و مؤید این است که سهم زنان رشد شایان توجهی را داشته و آثار و تبعات آن باید از بعد برنامه ریزی و مدیریت بازار کار مدنظر قرار گیرد (4)

برنامه ریزان ملی برای این رشد چه برنامه ای داشته اند؟ آیا استراتژی خاصی برای نیمی از جمعیت فارغ التحصیل تعیین شده است؟

بیشترین نقشی که تکنولوژی جدید می تواند در شرایط کشور ما بازی کند، ایجاد «فرصتهای برابر» است. تکنولوژی نوین در قالب فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) می تواند حجم وسیعی از این دانشگران زن را در خود جای دهد و از بهره وری بالایی برخوردار شود.

پژوهش های جهانی دکتر جین گریوز نشان می دهد که از نظر IQ:

  • مردان و زنان میانگین یکسانی دارند.
  • مردان در توانایی فضایی، نمره بالاتری را کسب می کنند
  • زنان معمولا در خوانش و مهارتهای کلامی نمره بالاتری می گیرند

اما اگر به سراغ EQ (هوش عاطفی) بروید ماجرا فرق می کند، چون زنان در موارد زیر جایگاه بالاتری را نسبت به مردان بخود اختصاص می دهند:

  • مدیریت بر خویشتن
  • هوشیاری اجتماعی
  • مدیریت ارتباطات

طبق سرشماری عمومی سال 1390 در ایران، امید به زندگی مردان 1/72 و زنان 6/74 است که این متوسط طول عمر افراد را در یک جامعه نشان می دهد؛ در حالیکه همین آمار در سال 1385 برای مردان و زنان به ترتیب 1/71 و 1/73 سال بوده است.

شاخصه های هوش عاطفی بالا و امید به زندگی بیشتر دختران و زنان کشورمان نسبت به پسران و مردان می تواند دلیل خوبی برای میل به دستیابی به جایگاه علمی و شغلی بالاتر باشد.

البته طبق نظر پتی گرو که می گوید «هر رفتاری تابع زمینه و ساختاری است»، چنانچه هدف استفاده بهینه از توانایی زنان در کار و اشتغال باشد، می بایست زیر ساختارها و زمینه مؤثر این حضور شناسایی شده و به مرحله اجرا درآید. این موضوع در مدل مفهومی «دیده بان جهانی کارآفرینی» (GEM) اینگونه پیش بینی شده است که باید زمینه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای هرچه فعالتر شدن فعالیتهای کارآفرینانه مهیا شود . (7)

تفسیر نتایج گزارش GEM در سال 2012 برای ایران به این شرح است: درصد آگاهی از فرصتهای کارآفرینانه که 39 است، یعنی از هر 100 نفر جمعیت 18 تا 64 ساله در ایران، تعداد 39 نفر از فرصتهای کارآفرینی آگاهی داشته اند.

ترس از شکست 41 درصد است، یعنی از هر 100 نفر ایرانی در فاصله سنی فوق، 41 نفر ترس از شکست را مانع راه اندازی کسب و کار می دانند.

همچنین شاخص اقتصاد دیجیتال با محوریت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، ایران در سال 2009 با عدد 43/3 از 10 در رتبه 68 از 70 کشور قرار داشت و در سال 2010 با عدد 24/3 رتبه 69 از 70 را کسب کرده است. جالب اینجاست که نتایج مقدار محاسبه شده برای زیرشاخص «پذیرش مصرف‌کننده و کسب و کار» که گویای میزان بهره برداری از زیرساخت های ICT است با عدد 33/2، کمترین میزان را به خود اختصاص داده است.

جالب‌تر، عدم تقارن شرایط محیط داخلی با خارجی است. در سال 1994 حدود 13 میلیون نفر از مشترکین اینترنت بودند و در پایان قرن (یعنی فقط 6 سال بعد) این رقم به 300 میلیون نفر رسید؛ این یعنی رشدی 2300 درصدی که همچنان نیز با شتابی فزون تر ادامه دارد (8)

طبق آمار در سال 1390، 5/4 درصد مردان از اینترنت استفاده می کنند، در حالیکه همین مورد در خصوص زنان 29/6 درصد می باشد. همین آمار تعداد مردان را در همان سال 34 میلیون و تعداد زنان را 33 میلیون اعلام می کند.

فناوری دائماً در تغییر، محرک موج بعدی رشد اقتصادی است. برای بهره مندی از این رشد، ما نه تنها ناگزیر از بکار بستن فناوری جدید، بلکه همچنین پذیرفتن اندیشه نو نیز هستیم. اولین و مهمترین عامل، توانایی ما در درک این دگرگونی در اقتصاد، از داده به اطلاعات و از اطلاعات به دانش است.

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که طبق آمار سال 1390، ضریب نفوذ اینترنت 6/16 درصد بوده است و میزان استفاده زنان و مردان از اینترنت تنها در محل کار، تفاوت شایان توجهی دارد که آن هم ناشی از سهم بالای اشتغال مردان نسبت به زنان است (9)

با کمی تغییر در مقررات و تسهیل در انتقال فناوری می توان به شرایط جامعه امیدوار بود، زیرا در جامعه ای که در سال 1380 %2/7 خانوارهای مناطق شهری آن دارای رایانه بوده اند، با شتاب در برخورداری از تجهیزات و فناوری در سال 89 به میزان %8/43 از همان جامعه آماری برخوردار از رایانه شده اند.

ما در شرایطی زندگی می کنیم که 23% جامعه جهانی به سمت خدمات سوق یافته است (7/1 میلیارد نفر) و این نشانه چرخش سلیقه ها، نیازها و رویکردهاست که در مقایسه با 19% بخش کشاورزی (4/1 میلیارد نفر) و 12% بخش صنعتی (800 میلیون نفر) حجم بالاتری از جمعیت جهانی را در خود جای داده است.

بدیهی است چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی، هنوز برنامه قابل توجهی برای نیمی از این جمعیت که دختران و زنان هستند، نداشته ایم. شاید این نظر چارلز هندی بیشتر از هر زمان دیگر بکار بیاید:

«اقتصادی که از طریق اطلاعات، ایده ها و هوش (Information-Ideas-Intelligence) ارزش افزایی می کند، راه تازه ای را پیش رو می گذارد؛ راهی که در آن، تعارضی بین رشد مادی و حفظ محیط زیست وجود ندارد. اطلاعات، ایده ها و هوش، بسیار اندک از منابع زمین استفاده می کنند» (10)

این سه عامل تنها اختصاص به مردان ندارد و در اختیار همگان است. زنان و دختران ما بخوبی از این سه منبع برخوردارند. هرکس، زن یا مرد، چیزی برای عرضه در اقتصاد (3I) دارد و نیز تقاضای نهفته در این جمعیت را نباید دست کم گرفت؛ بویژه آنکه تخمین زده می شود که استفاده نکردن زنان و دختران جوان از موبایل، درآمدی بالغ بر 170 میلیارد دلار را از صنعت موبایل محروم می کند. (11)

چاره اندیشی

جنسیت در محیط کسب و کار

به نظر می رسد برای برانگیختن جمعیتی میلیونی در کشورمان که آمادگی های ذاتی و اکتسابی پایداری برای افزایش رشد ناخالص ملی دارند راهکارهای متخصصین را بازآرایی کنیم:

1- ایجاد توازن در سهمیه استخدام دختران و پسران که می توانند نقش فعالی در حیطه ICT داشته باشند.

2- برای خلق ارزش افزوده با ایجاد کارهای انعطاف‌پذیر، دختران را از محیط های فعال کاری محروم نکنیم.

3- برنامه های آموزش غیررسمی کاربردی در حوزه ICT را برای دختران در سطوح دبیرستان دایر کنیم.

4- آگاهی دادن به دختران در خصوص اهمیت ICT و دسترسی ساده ایشان به برنامه های مهارت‌آموزی

5- تسهیل در ورود دختران به رشته های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات

6- نهادینه کردن فرهنگ مبتنی بر عدم جنسیت‌گرایی در کسب علم و شغل

7- تشویق دختران به زبان آموزی بویژه زبانهای رایج و پر استفاده در اینترنت

8- دسترسی آسان به فرصتهای شغلی فناوری

9- آگاه سازی در سطح جامعه نسبت به اهمیت ICT

منابع

(1) مدیریت در جامعه آینده، پیتر دراکر، نشرفرا، ص345

(3) و (2) 2016 (Doreen Bogdon) ITU- NEWS-MAGAZINE

(4) محیط کسب و کار (نظریه ها، شاخص ها، تکنیک ها)، دکتر محمدعلی مرادی، صفحه 408

(5) رهبری زنان در کسب وکار، دکتر لویز پی فرنکل، نشرفرا، ص228

(6) محیط کسب و کار، صفحه 408

(7) محیط کسب و کار، صفحه 622

(8) محیط کسب و کار، صفحه 623

(9) محیط کسب و کار، صفحه 412

(10) ارزش آفرینی در اقتصاد شبکه ای، چارلزهندی، نشرفرا، ص 225

مهدی تیزابی
مهدی تیزابی
منتور شتابدهنده فردوسی - بنیان گذار گروه صنعتی بازرگانی گروه سبز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *